تبليغاتX
(¯`•.¸¸.-»(آسمان من) «-.¸¸.•´¯) به وبلاگ من خوش آمدی ...نظر يادت نره









(¯`•.¸¸.-»(آسمان من) «-.¸¸.•´¯)
مينويسم با سکوتم مثل رويا مثل يه خواب
پختگان عشق

hmm

 
 
 

با هم قدم بزنيم

You are the one,
In all of my dreams.
Walking together,
Or wading in streams.

تو تنها کسي هستي که

در رويا ها يم با هم راه مي رويم و يا خود را به

جريان آب مي سپاريم

Life really blessed me
When it gave me you.
I used to think
It couldn't be true.

زندگيم با برکت شد وقتي تو را به من داد

من فکر مي کردم که اين نمي تونه درست باشه

But still, here you are
Right by my side,
Holding my hand
With every stride.

اما هنوز تو درست اينجا  در کنارم هستي

و با هر گام بلندي که بر مي داريم دستم

 را نگاه مي داري

Walking through life,
What we have is true.
And I am so happy,
To share it with you.

راه رفتن با هم در ميان زندگي حقيقتي براي

 من و تو استو من خيلي خوشحالم که در

 اين راه با تو شريکم

Thank you for walking with me.
It has been a wonderful journey!

سپاسگذارم که با من راه مي روي

اين واقعا" سفر شگفت انگيزي شده است

پختگان عشق

بر نیاید از تمنای لبم کامت هنوز

بر امید جام لعلت دًردی آشامم هنوز

روز اول رفت دینم در سرً و زلفین تو

تا چه خواهد شد در این سودا سر انجامم هنوز

ساقیا یک جرعه ای زان آب آتشگون که من

در میان پختگان عشق او خامم هنوز

ΩΩΩΩΩΩΩΩΩΩΩΩΩΩ

 
 
از عقربه جلوترم

        اما به تـــو نمی رسم*

        *از اين پرنده ها سرم

          تنها به تــو نمی رسم*

     *تنها تـــويی که اون ور مرز نفسهای مــنی          

  تنها تويــی که دم به دم به هق هق ام سر می زنی*                        

2 نوشته شده در  دوشنبه نهم خرداد 1384ساعت 19:8  توسط محمود  |